تو بی نهایت شب وقتی نگاهت می خندید چشمهای خیره ی من اندوه تو نمی دید
چرا غریبه بودم با غربت نگاهت اسیرمو ندیدم چشمت بی گناهه
کاشکی برای قلبت یه اسمون می ساختم
روح بزرگ تورو چرا نمی شناختم
اینه گریه می کرد وقتی تورو شکستم ستاره پشت در بود وقتی درارو بستم
تو بودیو سکوتو غروب سرد پاییز باغچه رو زیرورو کرد اول گرد پایی.
حالا منه غریبه دنبال تو می گردم
با قلب اسمونی کمک کن تا برگردم
با قلب اسمونی کمک کن تا برگردم
با قلب اسمونی کمک کن تا برگردم![]()
با قلب اسمونی کمک کن تا برگردم![]()
با سلام خدمت شما دوستان عزیزم من این شعر زیبارو
از شادمهر تقدیم می کنم به دوستان عزیزم که
با گذشت زمان از زندگیم از سرنوشتم بیرون رفتند و منو با یه کوله باره
خاطره تنها گذاشتن
اما هنوزم جای خالیشون قلبمو اتیش می زنه دلم به یادشونه هنوزم قلبم براشون میزنه من هم هنوز چشم براهم
تا بازم برگردن هنوزم منتظرم تا بی نهایت شب...............![]()
![]()